کلام آخر

خیلی از اون موقع ها که می نوشتم گذشته،

خیلی چیزها تغییر کرده، من هم عوض شدم، نمی دونم زیاد یا کم، اما مطمئنم تغییر کردم و تغییراتم اساسی بودن.

روی همین اساس فکر کردم که شاید درستش این باشه که وبلاگم رو هم عوض کنم، و یه جای دیگه از نو شروع کنم، اما خشکیده ام، حتی اسم جدیدی به ذهنم نمیرسه که اسم جایی کنم، عوض شدنم حتی شامل خشکیده شدن خلاقیت هام هم شده شاید، قبل تر ها پر از اسم های جدید و ایده های جدید بودم، اما الآن، انگار که یه جایی توی گذشته ها موندم و دیگه پویایی نداشتم،

اما، تو اینجا هم دیگه احساس آرامش و امنیت نمیکنم، انگار که دیگه اتاق محرم افکارم نیست اینجا، برای همین، ناچارم از اینجا برم، شده بدون خلاقیت و شده بدون اسم، حداقل میدونم که باید از نو بنویسم برای خودم. بخش قابل اهمیتی از زندگیم تو اینجا گذشته و شاید همین جا باید بسته شه این بخش، آره، باید بسته شه این بخش.

تا بعد. اگر بعدی در کار باشه...

/ 2 نظر / 3 بازدید
حامد

چيزي كه مارو مياره و ميبره - خنده و گريه خلق ميكنه و هر آنچه هست احساس گور به گور شده ي ماست