شب سوم من

خدایا به من نور ایمان بده تا دست از غرور و خودسری بردارم.

خدایا به دل فلانی رخنه کن که بیش تر دوستت داشته باشه و بیش تر با وجود عجیبت پیوند برقرار کنه.

خدایا به فلانی یاد بده که ما آدم ها ریز تر و ذره بینی تر از اونی هستیم که این همه خودپرستی کنیم و خودمونو قبول داشته باشیم.

خدایا به فلانی درک و شعور بده که بیش از حد تحمل آدم ها ازشون انرژی نکشه که از دورش پراکنده بشن و تنهاش بگذارن.

خدا خونوادمو برام حفظ کن که ضربان قلبم به حضور و سلامتشون بسته ست.

خدایا همه بچه های کوچیکِ مریضو شفا بده، آخه بی گناه تر از اون اند که درد بکشند.

خدایا تمام آدم های مریضو شفا بده که این دو روز دنیا به کامشون تلخ نشه و حرکت و جنبشی کنند.

خدا پس کی دیگه این فقر دامن گستر فکر و فرهنگ و شعور و هنر و ایمان و آگاهی رو جمع می کنی از این وسط؟

خدایا این گرسنگی سیاه که مثل طاعونی هر روز بیش تر و بیش تر می شه رو از معده های نازک گرسنه ها ریشه کن کن، انگار که هیچ وقت دردش وجود نداشته.

خدایا با اینکه هممون عادی و حقیر و فقیر و سیاهیم تو چه همواره عجیب و روشن و  سرشار از عشقی.

متشکرم ازت، حتی اگه هیچ کدوم از اینها رو برآورده نکردی، بیش از اونی هستی و بیش از اونی بهمون دادی، که کسی بدونه و بتونه تصور کنه.

رخنه کن به دل خالی تاریک من.

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
فلانی دوم!

آخه این فلانی ها رو یا اسمشون رو می گفتی یا اینقدر تابلو نمی نوشتی که منظور ت کیه . البته خوشحالم که واسه منم دعا کردی، جدا انتظار نداشتم که واسم دعا کنی، گرچه همیشه برات دعا می کنم. من فلانی دومم! خدا ایشالا دعاتو درباره هرسه فلانی مستجاب کنه ، الهی آمین! می گم لینک مو یه کم تابلوتر می نوشتی اینجوری کسی نمی فهمه من کی ام! [نیشخند]