حسرت همیشگی ــ قیصر

حرف های ما هنوز ناتمام ...

تا نگاه می کنی :

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آن که باخبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی ...

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان چقدر زود دیر می شود!


/ 0 نظر / 7 بازدید