دلی که خشکیده

کلمات را باور ندارم، کلمات جلوی چشمت با وقاحت به تو خیانت می کنند و لبخند می زنند.

هیچ گاه، دست کم من ندیدم، که کلمات آنچه آتشم زده یا آنچه سبز بهارم کرده را بر لوح جهان انگارند.

همواره کم ترند، همواره کوچکند، حقیرند.

البته کلمات خاص این جهان اند، نمی توان از طفلکی ها انتظار داشت نمایانگر احساسی باشند که خویشاوند آنها نیست.

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
آرش

سلام و چه خوب فریاد زدی ... و چه خوبتر اینکه " لعنت بر تار" رو برداشتی ... تو اون جمع "تار" بی گناه ترین بود. آروم و شاد باشی خدا نگهدار