کلاغ ها

کلاغ ها نگاهشان

عمیق و شاعرانه است

میان هر سکوتشان

هزار و یک ترانه است

 

به اعتقاد من کلاغ

قدیمی و عتیقه است

دلی که با کلاغ نیست

چقدر بی سلیقه است

 

نباید از کتاب دل

کلاغ را قلم گرفت

نباید این سیاه را

حقیر و دست کم گرفت

 

برای گفتن از کلاغ

دلم میان باغ هاست

چقدر غصه های من

به شکل این کلاغ هاست...

 

« ناصر کشاورز »

/ 3 نظر / 4 بازدید
محسن

نظری درباره کلاغها ندارم جز اینکه احساس می کنم خیلی پیر هستن خیلی کلا زیاد قیل و قال می کنند، عصر ها که میشینن رو درختهای کاج و قیل و قال می کنند احساس می کنم آخرین روز دنیاس!

محسن

درباره نترس بودنش نمی دونم من فرق خاصی حس نکردم، بصیرت می خواد. نسبت به گنجشک خب معلومه ولی نسبت به جقد و عقاب خب ترسو هم هست و فکر کنم کلا اندازه پرنده بی تاثیر نیست. گنده اس نمی ترسه

محسن

همون که گفتی پررو ه! خب کلا نشسته باشی ممکنه عقاب از بالا بیاد پایین چشتو دربیاره! اینم شجاعته دیگه! [نیشخند] تو یک انسان عاشق کلاغی. البته یه چیز درباره کلاغا هست که واسه من جالبه اونم شباهتشون به آدم هاست!